عاشقي شايد نگاه کودکانه ي پسرکي باشد که بدرقه ي راه ثانيه ها مي شود تا سر لحظه ي وصال شايد رقص اشکي بر گونه ي پسرکي در کنج خانه به دور از چشم مادر و يا چشماني بي نياز از شستن عاشقي شايد همه چيز را او ديدن باشد يا شايد هيچ چيز جز او نديدن عاشقي شايد خيرگي باشد بدون پلک زدن عاشقي شايدجويدن ناخني باشد...
وای مادر جان عاشق شدم
ادامه دارد